شد كه كار زيارت ممكن بود با بسياري كارها و سرگرميهاي ديگر همراه باشد؛ طبيعيدان ثابت قدمي همچون ابوالعباس طبعاً زيارت را بهبهترين فعاليت گياهشناسي مبدل ميكرد! بالاخره ابنبيطار مشروحترين كتاب عربي را در اين زمينه تأليف كرد، كه در واقع مهمترين اثر از زمان ديوسكوريدس تا سدهٴ شانزدهم، بود. كتاب ابنبيطار يك دايرةالمعارف حقيقي گياهشناسي بود كه همهٴ تجربههاي يوناني و عربي را دربرداشت، از قبيل تجربههاي ديوسكوريدس، جالينوس، رازي، ابنسينا، غافقي، ادريسي و غيره. ممكن است ما دربارهٴ اهميت ابنبيطار، به زيان معاصران و پيشينيانش، غلو كرده باشيم؛ ممكن است از غافقي و ادريسي چندان عاريت گرفته باشد كه بايد نامي زشتتر بر كارش بنهيم؛ ولي موضوع هنوز كاملاً بررسي نشده است. به هر صورت او خود پزشك و گياهشناس بزرگي بود؛ همراه استادش ابوالعباس در اطراف اشبيليه به مطالعهٴ گياهان پرداخته، و بهرهٴ درخوري از مطالعاتش بهدست آورده بود. نوآوريهاي او ممكن است كمتر از آني باشد كه زماني تصور ميشد، ولي قدرت تركيبگر ذهنش را در تركيب و تأليف موضوعها نميتوان انكار كرد.
بزرگترين قرابادين عربي نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم را، يك يهودي مصري نوشت به نام كوهين عطار. اين اثر كه به
منهاجالدُكّان موسوم است امروز هم هنوز در دنياي عرب از رواج نيفتاده.
د) سنت سانسكريتي. معلومات هندي مربوط به گياهان را از واژهنامهٴ گياهي هماكاندرا و از ادويهٴ مفردهٴ سارنگادارا ميتوان دريافت. با اين حال اصالت رسالهٴ دومي بيشتر در زمينهٴ فراوردههاي فلزي و جيوهاي است تا كاربرد گياهان.
ه) سنت چيني و ژاپني. بررسي تحريرهاي متعدد كتابهاي ادويهٴ مفردهٴ چيني با پن ـ تسئائو دشوارتر از آثار لاتيني يا عربي است و به ندرت بدان پرداخته شده است (ايسيس، ج 14، ص262). تحريرهاي متعدد آن در مجلد اول اين كتاب ذكر شده و در مجلدات دوم و سوم بيشتر بدانها اشاره خواهد شد و بهاختصار مورد بحث قرار خواهد گرفت. پن ـ تسئائو هم مانند گياهنامههاي لاتيني بهموضوعات متعددي ميپردازد كه در حاشيهٴ گياهان و ريشهها قرار ميگيرد. حتي محتواي آنها متنوعتر است. مثلاً پن ـ تسئائو ـ ين ـ ئي مربوط به سال 1115، حاوي اشارهاي است به عقربهٴ مغناطيسي (ج 1، ص 738 و 746).
پن ـ تسئائوي چيني طبعاً مبناي رسالههاي ادويهٴ مفردهٴ ژاپني بود. تعديل آن به مقتضاي نيازهاي ژاپني پيش از پايان سدهٴ هشتم، به وسيلهٴ واكه هيرويو صورت گرفت (ج 1، ص 526). همچنين سئيكن در 1156، با اقتباس از پن ـ تسئائو رسالههاي متعددي نوشت. رسالههاي ادويهٴ مفردهٴ ژاپني تا حدودي همان رابطهاي را با آثار چيني داشت، كه آثار لاتيني با عربي؛ يعني هميشه آنها متأثر از پن ـ تسئائوي چيني قديميتر بودند، نه از يك رسالهٴ معاصر. البته اين امر اجتنابناپذير بود. معلومات واكه از يك پن ـ تسئائوي سدهٴ هفتم، اخذ شده بود؛ معلومات